مراد على شمس
662
با علامه در الميزان ( فارسى )
در جايى هم كه دعوت و خواندنى با اشاره و يا غير آن صورت گيرد استعمال مىشود . و بعضى « 1 » ها در فرق ميان آن دو گفتهاند كه « نداء » خواندنى را گويند كه اسم خوانده شده ، به زبان آورده نشود ( مثل اينكه در فارسى هم كسى را كه مىخواهند صدا بزنند مىگويند : آهاى ) و تنها حروف نداء يعنى « يا » و « ايا » و يا امثال آنها به كار مىرود ، به خلاف دعاء كه بهمعناى صدازدنى است كه اسم شخص خوانده شده هم برده شود ، مثلا گفته شود « اى حسن » . « 2 » س 641 - چه فرقى بين « دعا » و « سؤال » وجود دارد ؟ ج - كلمه ( دعا ) و ( دعوت ) بهمعناى اين است كه دعاكننده نظر دعا شده ( طرف ) را به سوى خود جلب كند . و كلمه ( سؤال ) بهمعناى جلب فائده و يا زيادتركردن آن از ناحيهء مسؤول است ، تا بعد از توجيه نظر او حاجتش برآورده شود ، پس سؤال به منزله نتيجه و هدف است براى دعا ( مثل اينكه از دور يا نزديك شخصى را كه دارد مىرود صدا مىزنى ، و مىخوانى ، تا روى خود را برگرداند ، آن وقت چيزى از او مىپرسى تا به اين وسيله حاجتت برآورده شود ) پس اين معنا كه براى سؤال شد جامع همه موارد سؤال هست ؛ سؤال علمى براى رفع جهل و سؤال به منظور حساب و سؤال بهمعناى زيادتركردن خير مسؤول به طرف خود ، و سوالهاى ديگر . « 3 »
--> ( 1 ) . روح المعانى ، ج 15 ، ص 98 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 13 ، ص 175 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 42 .